خرید بک لینک
صدای سکوت گاهی فقط نیاز است به نوشتن بی مقدمه باز هم غم باعث نوشتن من هست، غمی زیر سایه سنگین تنهایی ... انگار بار بدی های زیادی به دوش میکشم هر چند بار سرنوشت سنگین تر است و البته چه می شود کرد جز رضایت و اگر همین هم نباشد دیگر چه باید احساس کرد. خسته ام، دنیایی که سنگین است و من نمیدونم چطور باید باهاش رو به رو بشم. در همین لحظات هست که مرگ سراغ آدم را می گیرد و انگار که حس می کنم مرگ روح را نه بلکه قلب ها را با خود می برد به جاودانگی و بی نهایت... واقعا که نمی فهمم چرا

برچسب: نویسنده: النا شریفی تاريخ: پنجشنبه 9 مهر 1405 ساعت: 7:50

صفحه بندی